مقدمه:
افزایش رقابت در بازار جهانی امروز و افزایش انتظارات مشتریان، شرکتها را به در نظر گرفتن زنجیره تامین خود با دقت بیشتر و همکاری موثرتر با شرکا در کل شبکه تامین مجبور کرده است. زنجیره تامین به عنوان یک فرایند یکپارچه که در آن نهادهای کسب و کار u200dهای مختلف با هم کار کنند تعریف میشود و تلاش میکند برای(۱) به دست آوردن مواد خام و قطعات، (۲) تبدیل این مواد خام و قطعات به محصولات تمام شده، (۳) اضافه کردن ارزش افزوده به این محصولات، (۴) پخش و ترویج این محصولات به یکی از خرده فروشان و یا مشتریان، (۵) تسهیل تبادل اطلاعات در میان نهادu200dهای کسب و کارu200dهای مختلف که شامل تامین کنندگان، تولید کنندگان، توزیع کنندگان و خرده فروشان است . مدیریت زنجیره تامین برای بیش از دو دهه است که به عنوان یک موضوع مهم در تحقیقات در نظر گرفته میشود. یک مدیریت زنجیره تامین موفق، به تصمیم گیری هایی که مربوط به پیکر بندی شبکه و جریان اطلاعات و سرمایه است، نیاز بسیاری دارد. با توجه به اهمیت این تصمیم گیری ها و طول افق برنامه u200dریزی میتوان این تصمیم گیری ها را به سه سطح استراتژیک، تاکتیکی و عملیاتی دسته بندی کرد. در اکثر تحقیقات، پارامترهایی که در طراحی و برنامه ریزی تصمیمات تاثیر دارند به صورت قطعی در نظر گرفته شده اند. اما ماهیت پیچیده و پویایی بین روابط، نشان دهنده درجه اهمیت عدم قطعیت در پارامترها است.عدم قطعیت یعنی تفاوت بین مقدار اطلاعات مورد نیاز برای انجام یک کار و میزان اطلاعاتی که در دسترس داریم. در دنیای واقعی حالتهای های بسیاری از عدم قطعیت وجود دارد که فرآیندu200dهای تولید را تحت تاثیر قرار میدهد. در این مقاله دو مجموعه از عدم قطعیت برای ظرفیت تولید از هر محصول در نظر گرفته شد و نیز روشی برای تعیین بود جه عدم قطعیت که منجر به ارائه راه حل رباست شد، در این مقاله ارائه شده است.
برچسب:
نویسنده: هلیا کمالی